الفيض الكاشاني

الكلمات المخزونة 37

مجموعة رسائل

ز حقّ با هر يكى حظّى وقسمي است * معاد ومبدأ هر يك ز اسمى است بدان « 1 » اسمند موجودات قائم * وز « 2 » آن اسمند در تسبيح دائم « 3 » ليكن فيض منحصر در اين نيست ؛ بلكه فيض بىواسطه به هر موجودى « 4 » مىرسد ، از وجه خاص كه أو را با حقّ هست : « وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها » « 5 » ؛ چه احاطهء ذاتي به جميع أرواح وأشباح دارد ودر زمين استعداد هر موجود ، به ذات خود تخم هستى مىكارد . همه را خود نوازد وسازد * گر چه از خود به كس نپردازد « 6 » [ 7 ] كلمة فيها إشارة إلى كيفيّة اقتران الوجود بالأعيان في الخارج أهل معرفت گويند : وجود أعيان در خارج عبارت از ظهور وجود حقّ است سبحانه در حقايق ايشان ، به آن معنا كه چون ممكنى از ممكنات را شرايط وجود عيني متحقّق گردد ، وى را نسبتي خاصّ [ و ] مجهول الكيفيّة به ظاهر وجود كه به منزلهء مرآت است ، مر باطن وجود را پيدا شود كه به جهت مناسبت احكام وآثار عين ثابتهء آن ممكن در مرآت ظاهر وجود منعكس گردد وظاهر وجود به آن احكام وآثار منصبغ ومتعيّن نمايد . وأسماء وصفات وى به آن قدر كه خصوصيّت شأني كه عين ثابتهء آن ممكن ، صورت علميّهء آن است تقاضا كند ، ظاهر گردد . پس ظاهر وجود ، متعيّن ومنصبغ به آن احكام وآثار موجودى باشد از موجودات عيني خارجي . ومراد به اقتران ومعيّت وجود حقّ به ماهيّت ، ظهور آن نسبت است ميان ايشان . واز

--> ( 1 ) - في المصدر : از آن . ( 2 ) - في المصدر : بدان . ( 3 ) - گلشن راز ، ص 78 . ( 4 ) - دا : موجود . ( 5 ) - البقرة : 148 . ( 6 ) - ديوان مؤلف رحمه الله ، ج 2 ، ص 549 ، غزل شمارهء 361 .